امتحانم رو نخوندم و دلم و به همون دانستی هایی که در طول ترم دارم خوش کردم. (نتیجه امتحان رو میام می نویسم ) شاید هم بعد خوندم. افسوس
کتاب سفارش دادم. تا آخر امتحان ها می رسه. حواسم نبود یکی از کتابارو دوتا سفارش دادم. و نظری ندارم در رابطه با این اتفاق!! شاید به یکی از دوستان دادم. آخه حس می کنم کتابیه که دوستان ممکنه بهش علاقه نداشته باشن! مهم نیست
اسم کتاب ها :
پارچه فروش عاشق، حیف حوصله ام پیر شده، خط کش ها و شقایق ها، کاپوچینو کیک پنیر : از محمد صالح علا
خیمه شب بازی از صادق چوبک
لطیفه های شیرین عبید زاکانی از شهرام شفیعی
موش و گربه عبید زاکانی
جهان را به شاعران بسپارید از محمدرضا عبدالملکیان
حتما باید بعد از امتحانا بخونمشون
راستی کلبه عمو تام و گوژ پشت نوتردام رو هم تو آذر تموم کردم. همچنان سعدی و حافظ می خونم و آرامش عجیبی می گیرم از سعدی و حافظ جانم:) با همه این ها احساس نزدیکی ای که به سعدی دارم رو نمی تونم انکار کنم. من با کل وجودم تمام احساسات سعدی رو باور می کنم. انقدر محسوس و ساده بی ریاست که من می تونم حس تک تک واژه هاش رو لمس کنم.
لحظه های سپیدم رو با احمدرضا احمدی و شمس لنگرودی و سهراب و فروغ می گذرونم. و با غزل های حسین منزوی غروب سنگین امروز رو پشت سر گذاشتم.
خداروشکر که تو دنیا شعر هست.
...ما را در سایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 76